در را بسوزانند

زائرانت را تماشا می کنی؟
ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

هرچه بی تابی ست ما آورده ایم
پس چرا امروز و فردا می کنی؟

هرچه میپرسیم زهرامان کجاست؟
تـو فقط ما را تماشا می کنی

ای مدینه کی زبان وا می کنی؟
ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

زان وصیت نامهُ تو بر علی(ع)
تا ابد زین درد می سوزم ولی

کار تو تنها برای سوز نیست
غربت تو قصهُ امروز نیست

از همان روزی که احمد پر گشود
از همان روزی که رویت شد کبود

از همان وقتی غدیر بی یار شد
ثقل اکبر، ثقل اصغر خوار شد

غربت تو فاطمه(س) آغاز شد
در به روی فتنه هاشان باز شد

مکر آمد با نفاق پیوسته شد
دست های شاه دینم بسته شد

بغض کردی خشم کردی تا ابد
لیک دانستی که تحریفت کنند

پس سندهای قوی را ساختی
بـا جهادت ریشه شان انداختی

یک سند از محکمی همچون فدک
نه به تَـفَـل محو گردد نه کتک

قبر مخفی تو  یعنی یک سند
حق شناسان پیش آن زانو زنند

قبر مخفی تو یعنی یک جهاد
بـر تمام قلب های خفته، داد

قبر مخفی تو یعنی که غضب
ای که از خشمت غضب کرده ست رب

قبر مخفی تو ما را مشعلی ست
که همی گوید ولایت با علی (ع) ست

روضه خوان کجاست

عادت به روضه كرده دلم روضه خوان كجاست
صاحب عزای فاطمه آن بی
 نشان  كجاست

احساس میكنم كه
   كنارم    نشسته است
مردی كه چهار گوشه ی قلبش شكسته است

با
  اشك  او  اگر  دل  ما  شستشو   شود
شاید
 كه  روضه   خواندن  ما  مثل او شود

امشب
 بیا  برای   تصلای   خاطرش
مشكی كنیم بر تن و باشیم زائرش

قربان اشك روز و شبت ، چشم خسته ات
مولا
   فدای   مادر    پهلو     شكسته ات

با
   روزگار   فاطمه   بد    كرد   روزگار
گل
 را   میان   كوچه   لگد كرد روزگار


دیگر  تمام   كاسه   صبرم  لبالب است
چون سالگرد مادر سادات امشب است

لاله‌ها پژمرده بلبل را دگر آوا نبود
هیچ کس در باغ، مثل باغبان تنها نبود
یک مدینه دشمن و یک خانه‌ی بی فاطمه
بانوی آن خانه کسی جز زینب کبری نبود
روی سیلی خورده ی زهرا شهادت می‌دهد
از علی مظلوم‌تر مردی در این دنیا نبود
نیست جایز خانه ی کفار را آتش زدن
ای مسلمانان مسلمان بود زهرا، یا نبود؟
ای جنایت کار، ای بیدادگر، رویت سیاه
اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود
مصطفی از تو مودت خواست، تو سیلی زدی
بی حیا سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود
ریخت دشمن بر سر زهرا، ولایت را ببین
بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود
من نمی‌گویم چه شد گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود
ای مدینه آتش غیرت چرا آبت نکرد
جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود
آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت  

در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود


تاريخ شهادت

 

تاريخ شهادت:

محمد ابن جرير طبري ،از دانشمندان اماميه، با سند معتبر از ابن بصير از ابي عبدالله، امام جعفر صادق(عليه السلام) روايت مي كند:

فاطمه (سلام االه عليها) در روز سه شنبه سوم جمادي الآخر در سال يازدهم هجري از دنيا رفت.

سبب شهادت او اين بود كه قنفذ (لعنت الله عليه)  غلام آزاد شده عمر، به دستور عمر با غلاف شمشير به بانو زد و بانو محسن را سقط كرد، به همان سبب به بيماري سختي دچار شد.

حضرت به هيچ كدام از آنها كه او را آزردند اجازه ديدارش را نداد، . . .                                    .

یا مهدی (عج)

پنج تن(ع)

دعای فرج

یا فاطمه الزهرا(س)